2 lighters
.Screwed up clique til they put me in my casket
و
اوکی اگه نیاز داشتم حتما
مرسی ![]()
Well...
اول
بعد می فهمی چرا هستی اصلا
خوب
از اول تا همینجا ها
تو بودی و یه کوه عقده
هر کی می خوای باش
اما اگه از جنس منی یه روزایی تو هم بودی ضد من
واس خاطر عقده هات
منم همینطور
نترس ولی
از هیچی نترس
بال های منو تو رو خیلی وقت پیش بریدن
ما مرغیم تو دنیای غقابا
خیلی گنده بشیم٬ می شیم شتر مر غ....
حیف که نمی فهمی
هه....
هه
جالبه
بعد می گن چرا اعصاب خرابه
چرا ال چرا بل
خوبه حداقل قوه تخیل دارم.
--------1-1-1-1-1-1-1-
وقتی آسمون رنگ خون میگیره
یعنی قرمز، از زرشکم تر
آینه بهت نشون میده تصویر یه پیرمرد
بیداری با نوشتهات تا ته بوق سگ
تو اشتیاق داری که بخونی از آزادی
بخونی از آرزوهایی که سهم ماها نیس
اما...
هیچی،
هیچکس نیس
هیچکس...
Keep your distance biatch
سیگار میکشم تا همتونو تو دود بریزمو بکنم بیرون
اصلا داش من ، من سیگار میکشم تا بگم تنهام
سیگار میکشم تا بقیه بفهمن نباید طرفم بیان
داش من ، من از همتون فراریم
از همتون بیزارم
داش من بد یه پسر بدم
باهام بپری افکارتو نمیشناسی بده چند ماه
هه....
من سیگار میکشم تا یادم بره روزی چنتا تفنگ تو دنیا درست میشه
سیگار میکشم تا یادم بره چند نفر آدم تو همون لحظه از گشنگی دارن میمیرن
من سیگار میکشم تا نفهمم زمان داره میگذره
آره....
من یه سیگاریم، از نوع درجه یک
همونا که لباساشون بوی گند میده و ماشینشون انگار از خاکستر ساخته شده
من یه سیگاریم
اره
پس نیا نزدیک.
Clarification
نوشتهٔ پایین سه بخش مختلف داره
سه تا مخاطب داره
اطلاع دارم و فهمیدم کی هستی.
در قلب جا داری، و میخوام اونجا بمونی.
بعضی رابطها وقتی پاره بشن قشنگ میشن.
ناراحت نباش
نترس
خودت باش
و نذار حقیقت از جلوی چشمت بره کنار
کاری که من کردم بخاطر خودت بود
هیچوقت وابسته نشو... حتا به خدا.
Life Lesson.
گه زدن تو زندگی هنر میخواد!
باور کن
بیا تا یادت بدم
بعدش یه جوری گه میزنی که از درد کون خودت بری تو قبر بخوابی.
و شما ، که میدونی کیم!
حال اوضاات چطوره؟
خوبی؟
نیازی نیست پشت نقاب قایم شی!
رها خوشحالم که هنوز به اینجا سر میزنی بانو!
در آخر هم باید عرض کنم که قلمم همچنان میچرخه
خوشحالم از اینکه الان ۴ روز سر کلاس نمیرم احساس شادی میکنم، لول
confess you langgin mofo
گاهی مینویسی برای اینکه بگی هستی...
مینویسی تا بعدش پیش خودت بگی که خیلی باحالی و با فرهنگی و اینا
اما خوب ته ته وجودت میدونی که خودت رو گول میزانی....
تو مینویسی واسه اینکه یجوری به بقیه بفهمونی آهای مردم من دلم توجه میخواد، دلم احساس قدرت میخواد.
کلمه ها، از نظر من، بزرگترین سلاح کشتار جمعی تو این دنیان. قویتر از هر بمبی، قویتر از هر ضربهای...
پس من و تو حق داریم که بنویسیم.... ما مینویسیم تا بچشیم مزه قدرت رو، مینویسم تا تو آزادی جوهر خودکارمون گم بشیم.
و اینجاست که من این وبلاگ رو نگاه میکنم و میبینم خیلی وقت چیزی توش ننوشتم... خیلی وقت اصلا بهش سر هم نزدم....
خیلی وقت....
زکی، اصلا یادم نیست من دو سه سال پیش زنده بودم و نفس میکشیدم...
احساس میکنم تازه دو ساله که به دنیا اومدم...
و این تلخه...
خاطرات چه بد و چه خوب باید باهات باشن تو بفهمی چه خری بودی و چه خری هستی و چه خری خواهی شد!
اما من.... من چیزی یادم نیست،
چیزی برام نمونده از چیزی که بودم...
احساسی برام نمونده نسبت به گذشته.
حتا خواب هم نمیبینم....
هه...
در آخر اعتراف میکنم که مدت هاست بزرگ نشدم...مدتها.....
<?>
ساز ما ساز ترسه
ساز غربته
ساز مرگ و میر و تیزی
ساز افشای سیاسی و پول زیرِمیزی
ساز بیزینس تیر و تفنگ
ساز جوب و جدول و ساز تیغ و سرنگ
Sianor
sianor nakhor ,khodeto nakosh,koodake daroono birun kon az khod,inja dabirestan nis!
احسساس می کنم که دنیا یه شکله دیگس!
ارسلان میگه: در ُ باز کن
ببین من چه شکلی ام...!
خوارت گاییدس
دلم میخواد ابرارو بخورم بعد برم قبرستون یه بیل بگیرم دستم قبرمُ بکنم تا تو بری اون بالا ها
ارسلان گفت تمام...!
برایم مهم نیست اگر تو حواست به ما نیست
راهی برای فرار از ما نیست .....ما از ما ساخته شده ایم
حتی اگر دود گرفته و مستیم...
وقتی می روی سیگارم را آتش بزن
تنهایی بوی دود می دهد تا تو باشی بانو...
عشوه بیا تا دبوونه شم
بعدش بدنت مال منه
حنجرت مال منه
دستاتم که پشتمو خط خطی می کنن
اصلا می دونی چیه
می خوام ایندفعه از پشت دود نگاهت می کنم
۱ ۲ ۳ من خوابم!
امسال فقط واسه خودم آرزو می کنم
اونم اینجا نمی نویسم.
نود از راه رسید....!
Been Dazed And Confused!
شاید این تمام چیزی است که آرزویش را دارم،مردن در عطش تو...
سوختن در آتش رویاهای ناتمامم که تو شروعشان میکنی...
نمیدانم دقیقا چند روز گذشته،اما میدانم که خیلی زود چهار ماه میشود.
ادعایی ندارم،اما برای داشتنت به خودم افتخار میکنم،البته میدانم که دانستنش فرقی به حالت نمیکند.
آه کجایی؟...
این چراغ نور مرگ من است،نمیخواهم بی تو بمیرم،نه حالا...
آهه،صدای نفسهایم را نمیشنوی؟حنجرهام تو را فریاد میزند.سرعت را برگردان من همانجا ایستاده ام،روی همان تپه،توی همان پارک که عاشقت شدم.اما فکر نمیکنم این هم فرقی در حالت ایجاد کند...
آه...
این آهنگ صدای مرگ من است،نمیخواهم بی تو بمیرم،نه حالا...
نمیدانم عیب از من است یا از تقدیر،گرچه سپاسگزار تقدیرم،اما از او هراسانم،هر لحظه ممکن است تیر بارانم کند.
نه،این هوای مرگ است،نمیخواهم بمیرم بدون تو،نه حالا...
هیچی
ملتی بودیم که از ترانه هامونم محروم شدیم...
واسه بقیه مسخره است
واسه ما عادت.
بی لیاقتی,زیاده خواهی,جوگیر شدن,نادونی...
همه و همه مارو به گا داد...
افسوس
مرا ببوس
برای آخرین بار...
بهم فرصت می دی تا بال هام واسه یه مدت باز بشن...
خسته تر از اونم که بخوام بنویسم
خوشحال بودم
فکر کنم خودت فهمیدی...
نه؟!




